داشتن یاوری همراه در زندگی امری بسیار مهم است...
امسال سومین سالی است که ماه رمضان رو درون زندگی مشترک پاس داشتیم(مهمان خدا بودیم!) اگرچه این مهمان خدا بودن خود امری زیباست اما در مواقع افطار جمع شدن بر سر سفره خدا درون خانه هایمان، اتفاقی خوب است که تا یک سال تکرار نمی شود
امسال سومین سالی بود که بخاطر مشغله بازهم نتوانستم همه افطارها را درکنار یار و همراه زندگیم باشم ؛ سال اول در باشگاه پرسپولیس همه کارهای روابط عمومی بردوشم بود، سال دوم در روزنامه بودم که اصل کارها به بعد از افطار کشیده می شود و امسال نیز که اینچنین درگیر نمایشگاه قرآن بودم و تا امروز نتوانستم بخوبی درخدمت خانواده باشم
بهرحال درحد توان و از همین جا از همه زحمات یار و همراه زندگیم تشکر می کنم و بخاطر همه تحمل والایش او را می ستایم
ماه را بنگر که امشب کامل است
زلف یارم بین کمر را حایل است
از میان خوبرویان جهــــان
عشق لیلی کس ندارد جاهل است
نیمه ی چشمی به غمزه گر زند
بر درش بسیار دل ها مایل است

ماه را بنگر که امشب کامل است؛ ماهی که در بهترین و زیباترین صورت جمالی خود ، زینتش را نثار زمینیان می کند...
مگر چه نیمه ماهی است که اینچنین زیباتر از همیشه، دلرباتر از هر ماه، و ماه تر از هر ماه! انسان را به کهکشانی از مستی و سکر می کشاند...
مگر نیمه چه ماهی است؟ شاید ماه زیبارویان باشد که اینچنین ماه نیز ماه شده است! شاید ماه مستان باشد که اینچنین هستی از دستم ربوده است؟!
هرچه هست نیمه ماهی است بس فریبناک و دل ربا!
نیمه ماه خداست که در آن هدیه آمدن نوزادی می دهد که دست هزاران هزار مخلوق ، خالق وار بر گهواره اش تا ابد خواهد بود، مولودی که خود مولد برکت است، کسی که کریم نامش نهادند و حسن بامسماترین نامی بود که میشد بر او گذارد...
میلاد کریم اهلبیت امام حسن مجتبی(ع) بر همه عاشقان خوب بودن و جوانمردان راه بهتر شدن مبارک باد
پ.ن:
- هر کسی که در راه موفقیت گام بر میداره ، همیشه الگو سازی میکنه و یا اینکه سعی میکنه از راهی به موفقیت گام برداره که مطمئن تر و کامل تر باشه... خوشابحال کسی که دل در گرو مهر حسن بن علی(ع) داره و همیشه خصلت های بزرگ و بی نظیر او مثل جوانمردی و احساس رو الگوی خود قرار میده...
قراره اینجا حرف از موفقیت ها باشه...

اون هایی که انسان های بسیار موفقی در روی زمین بوده اند و بخصوص در زمینه معنوی به این موفقیت های بزرگ دست پیدا کرده اند، اتفاق نظر دارند که سه ماه رجب،شعبان و رمضان بهترین زمان ها برای پرداختن به خود است چرا که آرام آرام دست و پای دل از بند های ابلیسی باز می شود...
چه خوب است جهت این سه ماه زیبا برنامه ریزی روزانه با مراقبه و محاسبه داشته باشیم...
*به اميد پايان انتظار ديدن روي زيبايت*
ای آفتاب عالم تابیدنت چو مستی
با هر قدم دل من آید به شور و مستی
اندر شب سیاهم یکتا نگار و ماهم
در آسمان عشقم تو تک ستاره هستی
ای عشق من امیدم تنهاترین نویدم
در عالم خلایق چون با دلم نشستی ؟
ادامه مطالب را بخوانید!
مرسوم نبودكه نوشته هايم را در قالب وبلاگ قرار دهم اما بعد از مناجات (پست قبل)تصميم گرفتم اين تكه شعر را كه مدت ها پيش و در نيمه شب برمن وارد شد، اينجا بگذارم.شايد فرصتي ديگر پيش آمد تا ديگر گفته هاي نه چندان فني ام را برگي سبزي تحفه شما دوستان سازم.
صاحب چشم هاي باراني
تر شده ز اشک هاي حيراني
اين منم اولين برادر ناز
دور از هر هواي شيطاني
قصه ام گه چو حلاج بر سر دار
لحظه اي عيش و نوش عرفاني
گاه گويم اناالحق و گاهي
بنده بر هر نگاه رحماني
در دو روزم نبوده يک الله
هر دمم مست تر ز ايماني
بند شهوت اگرچه سخت اما
مي گشايم مهار نفساني
من «حميد»م خلاصه ام اين است
يک غلامي چو شاه کنعاني
پ.ن:
۱-خدايا سينه ام را گشاده تر و صبرم بيش تر بنما!
۲-دعاي دوستان براي دوستان زيباست؛دعايتان مي كنم شما نيز فراموش نكنيد.
۳-گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين ............گفتا به كوي عشق هم اين و هم آن كنند
مناجات
خدايا!
نيمه شب، گاهِ قرار با توست نه ديگري، نيمه شب را از ريزه خواران درگاهت مگير
رفيقا!
غم،خوراك درون عاشقت است كه نمود آن در سرخي ظاهر و روي اوست؛ غم ، باده مستانه اي است كه دوستدارت آن را مست وار سر مي كشد تا در آيينه جام پر از شراب عشقت، عكسي از رخ زيبايت را ببيند و غمش صدچندان گردد، خوراك درون مان را ز ما مگير
الها!
درد، را به اين بنده ات بده و طاقت تحملش را به اطرافيانم ، كه درد تو از صد دوا بِه است.از دَرد تو به دُرد تو توان رسيدن!درد را ارزاني مان دار!
پروردگارا!
آن كه به درگاهت ارزشي دارد عمرش را وقف تو ميكند. ما چه گوييم كه جان مان را قابلي نمي دانيم تا در طبقي گذاشته و نثار نيم نگاهت كنيم! خود، با ما آن كن كه آن دوست داري!
حببيبا!
اگر سر به غير تو فرود خواهم آورد، سرم بگير و اگر دل به ديگري خواهم سپردن دست دلم از عشقت كوتاه كن، چه آنكه بيش از اين غصه دار دوريت نگردم
شنوا خدايا!
با كس ديگرم هوس «گفت» و خواست «شنود» نيست، بهتر مي توانم گفتن كه جز تو كس ديگرم نيست و هرچه از ظاهر دنيايي،خانه و خانواده و ... مرا داده اي، هرچه هست تويي. در حفظ آنچه از خودت به من ارزاني داشته اي راهنماييم كن و هم صحبتم باش
عاشقا معشوقا!
نقطه اول عاشقي خود تويي،و پايانش نيز، اول تو عاشق شدي و خواندي مرا و سپس معشوق وار بر تخت محبوبيتت برنشستي،بارها گفته ام كه :«طفل عشق»م. دستان كودكانه ام را در طوفان بنيان افكن اين روزگار و همه پستي و بلنديش رها مگردان
هركه از يار تحمل نكند يار مگويش.........وانكه در عشق ملامت نكشد مرد مخوانش
گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، برای غزل ،شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدن
آن برگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟
