تبليغاتX
***پایگاه موفقیتٍ یک لیوان چای داغ***





با بیان مطالبی فرح بخش، موجی از انرژی مثبت در خود و دیگران ایجاد کنیم

مناجات

خدايا!

نيمه شب، گاهِ قرار با توست نه ديگري، نيمه شب را از ريزه خواران درگاهت مگير

رفيقا!

غم،‌خوراك درون عاشقت است كه نمود آن در سرخي ظاهر و روي اوست؛ غم ، باده مستانه اي است كه دوستدارت آن را مست وار سر مي كشد تا در آيينه جام پر از شراب عشقت، عكسي از رخ زيبايت را ببيند و غمش صدچندان گردد، خوراك درون مان را ز ما مگير

الها!

درد، را به اين بنده ات بده و طاقت تحملش را به اطرافيانم ، كه درد تو از صد دوا بِه است.از دَرد تو به دُرد تو توان رسيدن!درد را ارزاني مان دار!

يار

پروردگارا!

آن كه به درگاهت ارزشي دارد عمرش را وقف تو ميكند. ما چه گوييم كه جان مان را قابلي نمي دانيم تا در طبقي گذاشته و نثار نيم نگاهت كنيم! خود، با ما آن كن كه آن دوست داري!

حببيبا!

اگر سر به غير تو فرود خواهم آورد، سرم بگير و اگر دل به ديگري خواهم سپردن دست دلم از عشقت كوتاه كن، چه آنكه بيش از اين غصه دار دوريت نگردم

شنوا خدايا!

با كس ديگرم هوس «گفت» و خواست «شنود» نيست، بهتر مي توانم گفتن كه جز تو كس ديگرم نيست و  هرچه از ظاهر دنيايي،خانه و خانواده و ... مرا داده اي، هرچه هست تويي. در حفظ آنچه از خودت به من ارزاني داشته اي راهنماييم كن و هم صحبتم باش

عاشقا معشوقا!

نقطه اول عاشقي خود تويي،‌و پايانش نيز، اول تو عاشق شدي و خواندي مرا و سپس معشوق وار بر تخت محبوبيتت برنشستي،بارها گفته ام كه :«طفل عشق»م. دستان كودكانه ام را در طوفان بنيان افكن اين روزگار و همه پستي و بلنديش رها مگردان

هركه از يار تحمل نكند يار مگويش.........وانكه در عشق ملامت نكشد مرد مخوانش

 

+ نویسنده:    طفل عشق  | 

به ياد سالگرد قيصر شعر ايران زمين:"قيصر امين پور"

گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، برای غزل ،شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدن
آن برگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟

قيصر

+ نویسنده:    طفل عشق  |