چاقو و دیوانه!
امروز یکی از روزهایی بود که برای هم سن های بنده که به جنگ نرفته اند صحنه هایی اکشن از فیلم های گانگستری یا شاید هم از دفاع مقدس قابل مشاهده بود!
از اینکه می گویم دفاع مقدس هدف دارم ! مگرنه اینست که اگر کسی بزور بخواهد حریم شما را به هر طریقی بشکند دفاع در برابر او مقدس است؟امروز شاهد بودم بارها که چه زیاد بودند کسانی که برای جلوگیری از قرارگرفتن در تیررس ترقه ها و نارنجک هایی که بعضاً مشابه نارنجک های جنگی نیز بودند به این سو و آن سو می دویدند!
شهردار کلانشهر تهران این روزها وقت زیادی برای مصاحبه با نشریات خارجی، حضور در کنفرانس های بین المللی نظیر داووس و ... می ذاره که این امر به خودی خود بسیار خوب هم میتونه باشه اما به شرطی که در جهت پیشرفت باشه.
در مصاحبه ای که متن کاملش رو اینجا می بینید خبرنگار روزنامه تایمز لندن با محمدباقر قالیباف شهردار تهران مصاحبه کرده است.
درمورد این مصاحبه مطالب زیر را می توان بیان داشت:
ناشنیده هایی از سید احمد خمینی
1- آقاي طاهري خرمآبادي نقل ميكرد كه زماني پس از رحلت حاجاحمدآقا، خدمت آيتالله وحيد خراساني رسيدم و ديدم بسيار متأثر است. از ايشان علت را كه پرسيدم، گفت: احمدآقا كمي پيش از رحلتش اينجا بود. از ايشان پرسيدم در اين مدت خواب امام(ره) را نديدهاي، كه گفت، بله، يك بار در خواب، امام(ه) را ديدم و از او پرسيدم، آخرت چگونه است، فرموده بودند: احمد، من گذشتم، ولي بسيار سخت بود. وي ميگفت: پدرم در خواب دستش را تكان داد و گفت: احمد: حتي اگر دستت را مثل من اينطوري حركت بدهي، اين تكان دست در اينجا همراه توست و بايد براي آن پاسخي داشته باشي! او ميگفت: وقتي از امام(ه) پرسيدم چه بايد كرد، سه بار به من فرمودند: احمد خوب شو، خوب شو، خوب شو و او كه خوب بود، تصميم گرفت، خوبتر شود و خوبتر برود و خوبتر محشور شود
2- مرحوم حجة السلام سید احمد خمینی چند ماه قبل از وفات به خدمت آیه الله کشمیری (از عرفای بزرگ) آمدند و بعضی از شاگردان هم بودند، دستورالعملی خواستند و استاد دادند. بعدها منتشر شد که آقای کشمیری وفات ایشان را متذکر شدند.
این مطلب از استاد سئوال شد . فرمودند: به او گفتم، آجال نزدیک است، این فهمی بود که به دلم آمد و به او گفتم.

این مطلب از استاد سئوال شد . فرمودند: به او گفتم، آجال نزدیک است، این فهمی بود که به دلم آمد و به او گفتم.در تأیید همین مطلب از بیت ایشان مذکور است که ایشان این اواخر به روستایی در حواشی قم رفت و در خانهای کاهگلی، سه ماه را با کتاب «اربعین» امام(ره) گذری کرد، چه از عارفی شنیده بود که چند ماه بیشتر به پایان عمرش باقی نمانده است و او میخواست از همین اوقات، بهترین آمادگیها را برای دیدار یار فراهم کند.
ضمن تشکر از ایشون، برای مطالعه و استفاده از این مطلب اینجا کلیک کنید.
۲- باخبر شدم یکی از کاربران سایت پارسی بلاگ به رحمت خدا رفته اند. این خبر نیز اینجاست! برای شادی روحشون فاتحه ای مرحمت بفرمائید.
۳- در این روزهای پایانی سال، دوکار خیلی مهم دارم:
پس: از همه دوستانم درخواست دارم که اگر هرگونه کدورتی یا هر دِینی از اینجانب دارند، حتماً اطلاع بدهند تا ایشالا حل بشه. اگر دوستی این مطلب رو خوند به دوستان دیگه ای هم که فکر میکنه در این زمینه مطلبی داشته باشن برسونه ایشالا.
گفتم:عجب ! پس از منبر اومدی پایین منم یه چیزایی بگم؟! گفتم حالا با این همه تفاسیر شرکت میکنی یا نه؟
گفت: معلومه دیگه ! نه!
گفتم: خب چرا؟! بخاطر اینکه از خودشون انتخاب می کنن؟ یا بخاطر اینکه آمار الکی میدن؟
نواری که در پشت کارت های اعتباری وجود دارد یک نوار مغناطیسی است که magstripe خوانده می شود. این نوار مغناطیسی از یک ذره های ریزی مبتنی بر آهن که در لایه ای از پلاستیک پوشانده شده است ساخته شده اند.