|
آیا آن قـدر ولخـرجی کرده اید که به همه مقروض شده اید؟ |
به نام خدا
این روزها تصاویر نادر و زیبایی از روزهای انقلاب از رسانه های مختلف به نمایش گذاشته میشه و اون چیزی که بیش از همه خودنمایی میکنه حضرت روح الله خمینی است که با حرکتی انقلابی در زمانی که امید چندانی به پیروزی نبود، با انفاس قدسی خود و حرکت متحد و خودجوش مردم بخصوص جوانان توانست بر حکومت ۲۵۰۰ساله چیره شود.
با همه عظمت حضرت روح الله، نیامده ام تا از او بگویم!
آمدم از مردی در پرده بگویم...
مردی که بی شک در حد حضرت روح الله سختی کشید، تبعید شد، رنج برد و با خستگی تمام و پس از استقامت بسیار در این روزها پای به وطن مان نهاد.
زبان و قلم چون منی بسیار الکن و دست تصور من بی اندازه کوتاه از توصیفاتی است که می توان برای او گفت و نوشت و خواند و سرود.
شاید اگر در سایه بودن او و فعالیت های زیربنایی او در تمام جریانات انقلاب نبود، اکنون بسیاری از پیروزی های این روزها را جشن نمیگرفتیم و مطمئنا اگر آفتاب امام با آن درخشش و تلألو بی نظیرش بر سر او نبود اکنون بارقه های آفتاب بزرگ مردی چون او نیز به وضوح دیده می شد .
شاید توصیفم آن قدر ناقص باشد که نتوانسته باشی او را بشناسی و شاید پیش خود بگویی که از این دست بزرگان چندنفر بوده اند نه یکی ولی من منظورم نه شهید مظلوم بهشتی و نه شهید عالم،مطهری و مفتح است! از باهنر و رجایی نیز نمی گویم!
از کسی میگویم که بعد از امام بیشترین خون دل را او خورد و دوران انقلاب را بخصوص در سختی ها او لمس کرد،در بهبوهه پیروزی انقلاب یاور امام بود،در جنگ معتمد ترین فرد به او بود،پس از امام یادگار او و بهترین نشانه او بود و در دوران سخت پس از جنگ بخصوص در روزهای گرانی و تورم کمرشکن وارد بر مردم چون سایر مردم بسیار رنج کشید و در روزگاری بار سفر بربست که هنوز میشد رنج سالیان سال مرارت و سختی را در وجودش دید...
او احمد برادر مصطفی دومین پسر روح الله بود!که هم رنج برادر دید و هم داغ پدر و هم درد انقلاب داشت و همدرد مظلومین بود تا روزی که از این دنیا رفت!
برای تو ای سید احمد خمینی که اگر نبود پدرت از بزرگترین عالمان و سیاست مداران این زمانه می توانستی بشوی فاتحه ای میخوانیم ، برای مادرت آرزوی شفا و برای همسر بزرگوارت و فرزندان خوب تربیت شده ات که مثالی از صفات تو شده اند آرزوی بهترین روزها را داریم.
*نوشتن این مطلب وقتی بر دلم افتاد که این پست را از سید مرتضی دیدم.
---
عجب روزگاری است ؛
وقتی خواستم از سید احمد خمینی بنویسم فکر نمیکردم دوحادثه بزرگ در راه است:
اولی توهین به یادگارش سید حسن و دومی مرگ یکی از نزدیک ترین ها به امام عشق ، ایت الله توسلی
شاید این دوهم بی ارتباط به هم نبودند ولی بهرحال سخت روزگاری شده است سخت!
یکی از موضوعات مهمی که در زمان خودش خیلی دغدغه اش رو داشتم بحث وام های زودبازده بود که دولت به کسانی که طرحی رو ارائه می کردند ارائه میداد
نوشته های خودم رو در این زمینه در پست های بعدی خواهم نوشت اما این مطلب رو امروز خوندم که لینکش رو قرار میدم برین و بخونین
انتشار نتايج تکاندهنده بخشش غير کارشناسي وام
یادم نمیره روزی که با مسئولین فرمانداری که مسئول ارائه این وام هستند چقدر بحث کردم تا به ایشان ثابت کنم که دادن این وام ها بجز تزریق پول به جامعه و افزایش تورم هیچ حاصلی نداره که اون ها نخواستند زیر بار بروند.
به ایشان در مورد مشکل عدم نظارت گفتم و نیز گفتم که این طرح ها خیلی کم اشتغال رو زیاد میکنه که در بسیاری از موارد هم این اتفاق صوری هست!