۱-شعری در دیوان حافظ است که می گوید:
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ ---چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
فردی به یکی از علمای بزرگ که ظاهرا علامه طباطبایی بودند مراجعه کردند و پرسیدند منظور حافظ در این بیت چه بوده است؟
ایشان در جواب گفتند که حافظ در این بیت از شیخ منظور حضرت آدم را داشته اند و از پیرمغان منظورشان امیرالمؤمنین (ع) بوده است و دلیل این که به حضرت آدم گفته از من مرنج ولی بدان که تو وعده ای کردی که بجا نیاوردی و امیرالمؤمنین بجا آورد این بوده است که حضرت آدم در بهشت وعده داد از گندم بهشتی نخورد ولی خورد ، درحالیکه امیرالمؤمنین در دوران زندگی بخاطر ساده زیستی همیشه بجای نان گندن نان جو مصرف می کردند و به همین خاطر وعده حضرت آدم را امیرالمؤمنین بجا آوردند.
آن شب ایشان می خوابند و در عالم خواب حضرت حافظ را مشاهده می کنند.
حضرت حافظ به ایشان می فرماید که منظور من از آن شعر این که گفتید نبود بلکه منظور من در آن جا از شیخ حضرت ابراهیم بود و از پیرمغان امام حسین(ع) را مدّ نظر داشتم .دلیلم برای این بیت نیز این بود که به حضرت ابراهیم امر شد که فرزندش اسماعیل را در راه خدا قربانی کند اما به محض اینکه خواست چنین کند از آسمان یک قربانی نازل شد تا بجای اسماعیل قربانی شود در حالیکه امام حسین(ع) بدون اینکه به ایشان امری شود فرزند ۶ماهه اش را و فرزند بزرگش را در راه خدا قربانی نمود.
۲-امروز روز هشتم محرم است.
درمورد حضرت علی اکبر(ع) ذکر این نکته مهم است که ایشان اولین فرزند پسر امام حسین(ع) بودند که نامشان علی اکبر نهاده شد و فرزند دیگر ایشان علی اوسط یا همان امام زین العابدین بودند و فرزند کوچکشان هم که علی اصغر طفل شیرخواره ای بود.
درمورد حضرت علی اکبر(ع) باید گفت که ایشان اگرچه در زبان عام بعنوان یکی از جوانان سپاه امام معروف شده اند و در مرثیه ها، از عزاداری مادر ایشان که لیلا نام داشت سخن بسیار بر زبان ها جاری است ولیکن ایشان در آن سن،هم همسر داشته اند و هم فرزند.
مهمترین ویژگی ایشان این بود که از نظر ظاهر و رفتار بسیار شبیه پیامبر اکرم(ص) بودند تا حدی که سالخوردگان سپاه کفر با دیدن ایشان خیال کردند که پیامبر اکرم زنده شده اند.
چه اینکه برخی سیاست ها بسیار عالی و برخی بسیار بد نتیجه داده است .اما درمورد سیاست آزمون و خطا که دوستمون اشاره کردند باید عرض کنم متأسفانه در کشور ما بدلیل عدم وجود چشم انداز تا سالهای اخیر و در سالهای اخیر بدلیل عدم پایبندی به چشم انداز موجود، این روش روشی معمو ل و برای بسیاری از دولتمردان معقول بوده است.
مثال میزنم:هنگامی که آقای توکلی (نماینده فعلی مجلس ) درحدود سال 68(در دولت آقای رفسنجانی) وزیر کار بودندمدرک تحصیلی ایشون دیپلم بود! خب با چنین رویکردی که علم گرایی رو ولو بالنسبه هم درکار نداشت انتظار چه روشی جز آزمون و خطا می توان داشت.
بهرحال تا زمانی که نخواهیم با حرکت بر مسیر از پیش تعیین شده خبرگان که به نام چشم انداز در ایران مطرح می شود، طی طریق کنیم ناچاریم تا هر روز منتظر سیاست های جدیدی باشیم .
یک روز بی آر تی سوار شویم و روز بعد وعده منوریل در سر بپرورانیم!
یک روز تورم 50درصدی ناشی از سرمایه داری را لمس کنیم و روز بعد تورم 25 درصدی ناشی از بنگاه های زودبازده!
بهرحال امیدوارم این پست با بررسی مصداقی تک به تک سیاست های دولت بتونه محفل خوبی برای تحلیل و ارزیابی از اون سیاست ها بشه
بازار مشترک اسلامی بحثی است که در سطح کلان مدیریتی کشورهای اسلامی هم اکنون مطرح است.
اهدافی که ا ز راه اندازی چنین بازاری می توان مدنظر داشت عبارتند از:
- ایجاد بازاری برای گردش مالی بیشتر در بین کشورهای اسلامی
- ایجاد واحد پولی خاص بین کشورهای اسلامی(مثل یورو در اروپا)
- ایجاد بازاری با توجه به مسائل شرعی(فروش درست،کالاهای حلال و...)
- عدم تزریق پول کشورهای اسلامی به اقتصادهای غربی
- عدم تبدیل پول های کشورهای اسلامی به دلار و ایجاد ارزش افزوده در بین خود کشورهای اسلامی
آن چیزی که در گفته های دولتمردان گذشته و حال ، برای راه اندازی چنین بازاری به گوش میرسه اینه که بیشتر میخوان با راه اندازی چنین بازاری ، استقلال مالی کشورهای اسلامی رو مطرح کنن که این امر به دو دلیل غیر ممکنه:
- اگر چه یک میلیارد جمعیت مسلمان در جهان است که معادل حدود یک ششم جمعیت جهان است اما باید مد نظر داشت ارزش مالی گردش پولی در این جمعیت کمتر از 3درصد کل گردش پولی جهان است.
- در میان کشورهای اسلامی نیز هنوز یک رویه ثابت و مقبول همه در امور ایجاد نشده که بشه مطابق با اون برنامه ریزی کرد لذا اختلافات کشورهای اسلامی در سیاست و حتی در نوع برداشت از اقتصاد اسلامی باعث میشه این رویه خیلی زود به بن بست برسه .
بعنوان مثال اوراق مشتقه یا صکوک هم اکنون در کشورهای مسلمان دیگه درحال اجرا هستد درحالیکه در ایران چنین چیزی فعلا انجام نشده و از نظر مراجع برخی از آنها غیرممکن است.
راه حل در اینجا به نظر بنده ، با توجه به تمام مسائلی که اشاره کردم :
عدم راه اندازی چنین بازاری بعنوان یک استراتژی و در مقابل ایجاد استراتژی های خردتر از قبیل نشان حلال (که اخیراً صورت گرفت) ، توسعه بازارهای مالی اسلامی در کشورهای غربی و ... است.
خوشحال می شوم در این مورد و چنین مواردی بازهم درخدمت تان باشم.
بنامش
با حسین باید نقد بازی کرد. و مگرنه اینکه او نیز نقد داد هرچه داشت حتی لباس خاکی و بیش از آن انگشتر را با خود انگشت!
با حسین باید نقد خرید قمار عاشقیش نه آنچنان است که حتی لحظه ای تو را منتظر نگه دارد
اما پس چرا درراه ماندگان غمش اینگونه این همه سال پیر و جوان ،شیرخوار و شیرده، همه از غم او میگویند و با او نقد نمیبازند؟!
اینک ای حسین عزیز، میوه دل رسول، خلاصه همه خوبی ها،
اینکه که در این روزهای مانده تا رسیدن به دیار یار،دیّاری از غبار را در منزلگاه کرب و بلاییت نگه نداشته ای، اینکه که به صراحت گفته ای که با حسین مرگ است ولی با عزت و بی حسین زندگی است اما با خفت! اینک انتخاب کنندگان طریقتت آنان که چشم و دل سوزان برای تو میخوانند و می گریند، به دور شمع وجود معرفتت می گردند و می گویند:
ایکاش ما نیز اگر لایق مرگ با عزت بودیم در کنارت می آمدیم و ایکاش اگر خفّت پرست بودیم(در ظاهر زندگی) لحظه ای نیز نبودیم تا این چند روز آخر عشقبازی تو با معشوق را خراب کنیم.
ای حسین، ما با تو نقد می بازیم که تو با الله خود نقد باختی !
ای حسین بی شک نقد با تو باختن عین برد است چرا که مرگ با عزت بسی بهتر است از همه چیز ولی با ذره ای ذلّت.